صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 14222324
نمایش نتایج: از 231 به 238 از 238

موضوع: شعر و متن زیبا ... عاشقانه ها ...

  1. #231
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    صدای موجای دریا و سوختن چوبای رو آتیش قاطیه هم شده،یه مشت اسفند دور سرش میچرخونم و میندازم رو آتیش،خوابیده بود،یه ساعتی هست که زل زدم بهش،خودش نمیدونه نگاه کردن به صورتش اونم تو خواب که مظلوم تر شده بود و موهای نامرتبش که ریخته بود رو صورتش، گوش کردن به صدای نفساش با کاپشنم که به زور تنش کرده بودم چه حالی داره،بوی اسفند که حالا همه جارو پر کرده بود بیدارش میکنه،چشاشو آروم باز میکنه و یه نگا بهم میندازه و میگه دیدی شدیم شبیه فیلما،شبیه نوشته هامون،یادته میگفتن شعاره،میبینی شنا کردن تو دریای مشکلات و بلد شدیم؟
    ظرف شاه توت و میزارم جلوم و یکیشونو تا نصف گاز میزنم و نصف دیگشم با دقت لباشو با توت قرمز میکنم و زیر چشمی نگاش میکنم و بهش میگم تو خیالاتِ من تو خوشگل تر بودی،جیغ میزنه و میدونم پشت جیغ و دادوفریاداش مشتایی که قراره بخورم،میدوام و دنبالم میدویه و یکم که ازش فاصله میگیرم از دور نگاش میکنم که آستینای کاپشن تو هوا میچرخه...چه طعمی داشت زندگی...!


  2. کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #232
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    از خوردن بستنی قیفی در خیابان خجالت نکش!
    از اینکه بایستی و از سوژه ای که خوشت آمده عکس بگیری،
    از اینکه بنشینی کنار کودکِ فال فروش و با او درد و دل کنی...
    از اینکه وسط جمع قربان صدقه ی مادرت بروی،
    از اینکه در کوچه با بچه ها دنبال بازی کنی،
    از ابراز علاقه کردن به کسی که دوستش داری،
    از عصبانی شدن...
    از بلند خندیدن...
    از گریه کردن های بی دلیل...
    از کنار گذاشتن آدم هایی که تو را نمی فهمند،خجالت نکش!
    عمرِ هیچ کس قرار نیست جاودانه باشد...
    برای خودت زندگی کن!


  4. کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  5. #233
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    گفتم : تا کِی دوستم داری؟
    گفتی : تا همیشه!!

    چه میدانستم
    چند مدت بعدش آن همیشه که میگفتی از راه میرسد!؟
    چه میدانستم همان فرداها ،
    همیشه میشود
    و دیگر دوستم نداری !!
    اینجا که ماییم ،
    همیشه یعنی تا نفسی می آید و میرود،
    همیشه یعنی آخرین روزِ بودنمان....
    آنجا که شمایید اما ،
    همیشه یک جور دیگریست انگار ....


  6. 2 کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  7. #234
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    زندگی
    زندگی تصویریست!
    قلم و کاغذ و رنگش از توست.
    قلمت را بردار!
    و به نقاشی آن همّت کن!
    گاه گاهی دو سه گامی
    به عقب پای گذار،
    و تماشایش کن.
    گر پسندیدی آن،
    حرفی نیست.
    غیر از آن بود، هنوز،
    کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست.
    تا زمانی باقیست،
    قلمت را بردار
    و به رنگی خوش تر،
    روشن و روشن تر،
    نقشِ دیگر انداز.
    و به پیکارِ سیاهی پرداز…


  8. کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #235
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    کدوم خواستن کدوم جون کدوم عشق


    شاید خیلی از این حرفا دروغه


    تا وقتی باهمیم از عشق میگیم


    نباشیم قولمون حتی دروغه

    از این عشقایی که زنجیر میشه

    هوس هایی که دامن گیر میشه

    میترسم چون دلم بی اعتماده

    به احساسی که بی تاثیر میشه

    نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست

    نه اینکه زندگی بی عشق میشه

    فقط کاش بین این حسهای مبهم

    بفهمم اخرش چی عشق میشه

    مثل حرفی که نگاهی نمیگفته و میگفته

    اتفاقیه که گاهی نمیافته و میافته

    حس یخ زدن تو اتیش حال سوختن تو سرما

    تو بیداریه خیالت یه حقیقته تورویا

    تو فکرش نیستیمو پیداش میشه

    ولی وقتی که باید باشه میره


    به حال و روز ما کاری نداره


    همیشه یا براش زوده یا دیره

    نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست


    نه اینکه زندگی بی عشق میشه


    فقط کاش بین این حسهای مبهم


    بفهمم اخرش چی عشق میشه


    دکتر افشین یدالهی



  10. کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  11. #236
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    دوستت دارم‌ها را نگه مي‌داري براي روز مبادا،
    دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
    اين‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکي خرج کسي نمي‌کني!
    بايد آدمش پيدا شود!
    بايد همان لحظه از خودت مطمئن باشي و بايد بداني که فردا، از امروز گفتنش پشيمان نخواهي شد!
    سِنت که بالا مي‌رود کلي دوستت دارم پيشت مانده، کلي دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسي نکرده‌اي و روي هم تلنبار شده‌اند!
    فرصت نداري صندوقت را خالي کني.! صندوقت
    سنگين شده و نمي‌تواني با خودت بِکشي‌اش…
    شروع مي‌کني به خرج کردنشان!
    توي ميهماني اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتي
    توي رقص اگر پا‌به‌پايت آمد اگر هوايت را داشت اگر با تو ترانه را به صداي بلند خواند
    توي جلسه اگر حرفي را گفت که حرف تو بود اگر استدلالي کرد که تکانت داد
    در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌هاي قشنگ را نشانت داد
    براي يکي يک دوستت دارم خرج مي‌کني براي يکي يک دلم برايت تنگ مي‌شود خرج مي‌کني! يک چقدر زيبايي يک با من مي‌ماني؟
    بعد مي‌بيني آدم‌ها فاصله مي‌گيرند متهمت مي‌کنند به هيزي… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
    سواستفاده کردن به پيري و معرکه‌گيري…
    اما بگذار به سن تو برسند!
    بگذار صندوقچه‌شان لبريز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را مي‌فهمند بدون اين‌که تو را به ياد بياورند
    غريب است دوست داشتن.
    و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن...
    وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...
    و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده؛
    به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بي رحم ‌تر.
    تقصير از ما نيست؛
    تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند


    دکتر شريعتي


  12. کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. #237
    فعال
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    نوشته ها
    6,125
    تشکر
    1,798
    تشکر شده : 8,042
    اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
    غافلگیر شدیم
    چتر نداشتیم
    خندیدیم
    دویدیم
    و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود
    عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟
    پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
    چتر آورده بودی
    من غافلگیر شدم
    سعی می‌کردی من خیس نشوم
    و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود


    سومین روز چطور؟
    گفتی سرت درد میکند
    حوصله نداشتی سرما بخوری
    چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
    و شانه راست من کاملا خیس شد


    و چند روز پیش را چطور؟
    به خاطر داری؟
    که با یک چتر اضافه آمدی
    و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم


    فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
    تنها برو!



    دکتر شریعتی


  14. 3 کاربر مقابل از mohammadho3in عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  15. #238
    فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    نوشته ها
    5,056
    تشکر
    412
    تشکر شده : 3,877



  16. 2 کاربر مقابل از Hosein333 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 14222324

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •